تبليغاتX
شیدرخ

شیدرخ

تف تف تف تف 

 تف به ذاتت روزگار دیگه واقعا حالم از ت به هم میخوره

چی میشه یه بارم که شده تو به وفق مراد ما باشی فقط یه بار

هر بار هم که که در خیالات واهی خودمون فکر میکردیم  داری یواش یواش با ما راه میای شاشیدی  بهمون رفته

اصلا من نفهمییدم منظور خدا از به وجود آوردن من و امثال من چی بوده تو که شانس مارو انقدر ترکمون رقم زدی واسه چی دیگران رو هم در این شانس تخیلی ما سهیم میکنی

ازبی رحمیت بیزارم

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 8 بعد از ظهر توسط ساناز |


داستان دو مجسمه

توي يه پارك دو مجسمه بودند يك زن و يك مرد. اين دو مجسمه سالهاي سال دقيقا روبه‌روي همديگر با فاصله كمي ايستاده بودند و توي چشماي هم نگاه ميكردند و لبخند ميزدند. يه روز صبح خيلي زود يه فرشته اومد پشت سر دو تا مجسمه ايستاد و گفت:" از آن جهت كه شما مجسمه‌هاي خوب و مفيدي بوديد و به مردم شادي بخشيده‌ايد، من بزرگترين آرزوي شما را كه همانا زندگي كردن و زنده بودن مانند انسانهاست براي شما بر آورده ميكنم. شما 30 دقيقه فرصت داريد تا هر كاري كه مايل هستيد انجام بدهيد." و با تموم شدن جمله‌اش دو تا مجسمه رو تبديل به انسان واقعي كرد: يك زن و يك مرد.

دو مجسمه به هم لبخندي زدند و به سمت درختاني و بوته‌هايي كه در نزديكي اونا بود دويدند در حالي كه تعدادي كبوتر پشت اون درختها بودند، پشت بوته‌ها رفتند. فرشته هر گاه صداي خنده‌هاي اون مجسمه‌ها رو ميشنيد لبخندي از روي رضايت ميزد. بوته‌ها آروم حركت ميكردند و خم و راست ميشدند و صداي شكسته شدن شاخه‌هاي كوچيك به گوش ميرسيد. بعد از 15 دقيقه مجسمه‌ها از پشت بوته‌ها بيرون اومدند در حاليكه نگاههاشون نشون ميداد كاملا راضي شدن و به مراد دلشون رسيدن.
فرشته كه گيج شده بود به ساعتش يه نگاهي كرد و از مجسمه‌ها پرسيد:" شما هنوز 15 دقيقه از وقتتون باقي مونده، دوست نداريد ادامه بدهيد؟" مجسمه مرد با نگاه شيطنت‌آميزي به مجسمه زن نگاه كرد و گفت:" ميخواي يه بار ديگه اين كار رو انجام بديم؟" مجسمه زن با لبخندي جواب داد:" باشه. ولي اين بار تو كبوتر رو نگه دار و من ميرينم روي سرش."

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 12 بعد از ظهر توسط ساناز |


صغرا خانم فداكار

 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش مي‌گويد كتاب درسي دختران و پسران بايد جدا بشود. البته اينكه چرا خداوند بزرگوار براي دختران و پسران و مردان و زنان يك كتاب فرستاده از اسرار است و اسرار الهي را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش مي‌داند و نه دختران و پسران.

احتمالاً در كتاب درسي دختران داستان دهقان فداكار اينگونه خواهد شد:

...صغرا خانم فداكار خيلي ناراحت شد اول خواست پيراهنش را در بياورد ببندد به چوبدستي و آتشش بزند. بعد يادش آمد لخت مي‌شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بيفتد خدا او را با چوبدستي‌اش در آتش جهنم مي‌اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده كند ياد موهايش افتاد. سپس متوجه شد لازم نيست مثل مردها به هر بهانه‌اي لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ريخت روي چوبدستي و چوبدستي‌اش را آتش زد و چون دويدن براي زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دير شده بود و قطار با سنگ‌ها برخورد كرد و همه‌ي مسافران شهيد شدند. انا لله و انا اليه راجعون.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |


اگر به جاي بزبز قندي بوديد چه مي كرديد؟

 از آنجايي كه با نزديك شدن به انتخابات، اختلاف شديدي بين احزاب و گروه هاي اصلاح طلب بر سر تعريف اصلاح طلبي و ميزان شدت و انواع اصلاح طلبي درگرفته است، و اصولا وقتي اصلاح طلبان حِرفه اي و حَرفه اي در تعريف اصطلاح  اصلاح و اصلاح طلبي درمانده باشند، كلاه مردم عادي پس معركه است؛ بر آن شديم كه با طرح يك خودآزمايي، در اين كار بسيار مهم به سهم خود ياري رسانده باشيم. تا چه افتد و آيد.

 

خودآزمايي اصلاح طلبي

 

براي تعيين دقيق نوع اصلاح طلبي و غلظت آن، هر خودآزما بايد به تمام پرسش هاي چهارگزينه اي زير پاسخ داده، و سپس پاسخ نامه خود را بر طبق راهنمايي كه در انتهاي اين نوشتار آمده، ارزشگذاري و در نهايت به نوع و كيفيت اصلاح طلبي خود پي ببرد.

 1-  به نظر شما مملكت چگونه بايد اداره شود؟

 

أ‌.    هر جور كه من بگويم.

ب‌.  هر جور كه ما بخواهيم.

ت‌.  هر طور كه اكثريت ما تصميم بگيرد.

ث‌.  هر طور كه اكثريت انتخاب كند، مشروط به آنكه اكثريت با ما باشد.

                        

 2-  نظر شما درباره اشغال سفارت يك كشور بيگانه چيست؟

 

أ‌.   اگر ما كرديم كه خوب كرديم، اما ديگران به ريش پدرشان مي خندند كه چنين كاري بكنند.

ب‌.  دوستان ما البته كار بسيار خوبي كردند، اما الان ديگر موقعيت اين كارها نيست.

ت‌.  هر چيزي را در ظرف خودش مورد قضاوت قرار بدهيد كريستين خانمِ امانپور! ولي البته آمريكا مهد آزادي است و   رئيس جمهورش هم شهيد راه آزادي.

ث‌.   اصولا حسن و قبح هر كاري بستگي به اين دارد كه كي كرده باشد.

 

 3-   شما طرفدار اقتصاد دولتي و كوپن هستيد يا بازار آزاد و خصوصي سازي؟

 

أ‌.  البته كوپن، ولي به شرطي كه ميرحسين خان چاپش بكند والا فلا.

ب‌. اصل ،پنجاه هزار تومان است كه هم مي شود در ازاي راي، با صف و كوپن به مردم داد و هم به شكل نقد و خصوصي به جيبشان ريخت.

ت‌.   در دولت ميرحسين جان ما طرفدار اقتصاد دولتي بوده و در دوره هاشمي و خاتمي هوادار اقتصاد باز و خصوصي سازي بوده و در آينده بستگي به جريان هوا و جهت باد دارد.

ث‌.  بايد بررسي كنيم.

 

4-  اگر سيستم امنيتي و اطلاعاتي كشور دست شما باشد چكار مي كنيد؟

 

أ‌.  اول معاندين را سر به نيست مي كنيم، بعد سر مخالفين را زير آب مي كنيم، بعد پدر منتقدين را در مي آوريم و بعد هم دمار از روزگار بقيه درمي آوريم.

ب‌.  با تاسي از سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي كشورهاي دوست و برادرِ چين و روسيه، امنيت كامل را در سايه اعتماد ملي برقرار مي كنيم.

ت‌. مثل همه چيزهايي كه تا به حال در كف با كفايت ما بوده، فاتحه آن را هم مي خوانيم. لال از دنيا نري فاتحه مع الصلوات!

ث‌.   به قيمت مي فروشيمش!

 

5-   نظر شما درباره "خواب" چيست؟

 

أ‌.    يك چريك هرگز نمي خوابد و چارچشمي مواظب حمله دشمن يا خيانت دوستان است.

ب‌.  لعنت به خواب دم صبح، يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني!

ت‌.  خيلي خوب است به خصوص نوع خرگوشي آن.

ث‌.  بستگي به اين دارد كه كي بخواهد كي را خواب كند، اگر ديگران بخواهند ما را خواب كنند بد است و اگر ما بتوانيم ديگران را خواب كنيم خوب است.

 

6-بهترين راه براي كشتن يك حشره چيست؟

 

أ‌. يك خشاب گلوله يوزي توي شكمش خالي كنيم.

ب‌.  با نعلين همچين بكوبيم توي سرش تا به گاوميش بگويد آقا دايي.

ت‌.  گفتمان و ميتينگ؛ و اگر افاقه نكرد، جمع آوري امضا براي پتيشن در محكوميت حشرات موذي با تاكيد بر جدايي نيش از وزازت.

ث‌. فروختن حشره كش.

 

 7-  به نظر شما بهترين، بزرگترين و مهمترين تجمعِ پس از انقلاب كدام است؟

 

أ‌. تسخير لانه جاسوسي.

ب‌.  تجمع سوگواران برج هاي دوقلوي تجارت جهاني در ميدان محسني تهران.

ت‌.  آشوب 18 تير.

ث‌. هر سه

 

8-   كدام موسيقي را بيشتر مي پسنديد؟

 

أ‌. مارش نظامي.

ب‌. دايه دايه وقت جنگه...

ت‌. باخ در دستگاه همايون.

 ث‌. اون ور آبي.

 

9-  منظور از شعار «زنده باد مخالف من» چيست؟

 

أ‌.  يعني اي مخالف من! بدان كه تو را خواهم سوزانيد و خاكسترت را به باد خواهم داد.

ب‌. يعني دعا مي كنم خداوند يك بار ديگر مخالف من را زنده گرداند تا دوباره او را به سزاي عمل ننگينش برسانم.

ت‌.  يعني خدا ان شالله اين مخالفين من را زنده نگه دارد كه تا به حال در چند انتخابات توانستم از بركت مخالفت هاي احمقانه آنها، راي بياورم.

ث‌.  يك شعار تبليغاتيِ بسيار پر مغز در رديف «خمير دندون پونه، چشمو نمي سوزونه!» است.

 

10- اگر به جاي بزبز قندي بوديد، با گرگِ بلا چه مي كرديد؟

 

أ‌.  پس از اخذ مهمات لازم، مقر گرگ بلا و خود وي را در معيت شنگول و منگولي كه در شكم داشت منفجر مي كردم.

ب‌. به خاطر عمل ننگين او شديدا اعتراض كرده، از كليه مناصب قنديت كناره گيري نموده، يك حزب فراگير به دبير كلي خودم تشكيل داده و جنگل را روي سر همه حيوانات خراب مي كردم.

ت‌. با گرگ بلا در نهايت مدنيت رفتار مي كردم. اول تقاضاي مذاكره مي كردم و سپس استدلال هاي گوناگوني در تضاد عمل وي با فلسفه اخلاق اسپينوزا مي آوردم و سپس او را به جان كانت و سروش و سوزان سونتاگ و سيد حسين نصر قسم مي دادم كه دلش برايم بسوزد و دست از منگولي بردارد و با استرداد بچه هايم مرا شنگول سازد. اما افسوس كه در اين هنگام آن دو عزيز از هضم رابع جناب گرگ هم گذشته اند.

ث‌.     معامله.

 

11- اگر همين الان نيروگاه هسته اي بوشهر به اسم شما سند بخورد چه مي كنيد؟

 

أ‌. درش را تخته مي كنيم و با سوختش بمب درست مي كنيم.

ب‌. اول سجده شكر به جا مي آوريم، بعد نماز وحشت مي خوانيم، بعد با برادرانمان در حزب كمونيست چين مشورت مي كنيم و بعد نماز  آيات مي خوانيم.

ت‌.  بلافاصله تمام فعاليت هاي آن را "داوطلبانه" تعليق مي كنيم و بعد كليدش را با خلوص نيت تحويل سفراي آلمان، فرانسه و انگليس مي دهيم تا با گفتن "آفرين صدآفرين هزار و سيصد آفرين" از ما تقدير كنند و بعد هم ذوق مرگ مي شويم.

ث‌.  پس از يك چرتكه سريع، سهامش را در بازار بورس تهران و دبي عرضه مي كنيم.

 

 12- چه نشريه اي را مي پسنديد؟

 

أ‌. دوهفته نامه، سياه و سفيد، بدون نام نويسنده، بدون عكس، ايدئولوژيك.

ب‌. روزانه، اعتماد زا، رنگي، ملي، توجيه، هماهنگ.

ت‌. رو كم كن، پرتيراژ، زنجيره اي، توقيف شده.

ث‌. امروزي، با جلد رنگي گلاسه، صفحه بندي شيك، كاغذ گلاسه، پر و پيمان، مطالب گلاسه.

 

 13- در هنگام "پيروزي" و "شكست" چه مي كنيد؟

 

أ‌.  در هر دو حالت عصباني و دعوايي هستم.

ب‌.  در هنگام پيروي با دمم گردو مي شكنم و در هنگام شكست كلّه رقيبم را با گردو مي شكنم.

ت‌. در هر دو حالت فقط حرف مي زنم

ث‌.  پس از هر پيروزي ژانگولر مي زنم و بعد از هر شكست سعي مي كنم براي ادامه تحصيل و يا فرصت تحقيقاتي به خارج از كشور بروم.

 

راهنمايي:

 

پس از اتمام اين پرسش نامه به طريق زير اصلاح طلب شناسي مي شويد:

اگر بيشتر پاسخ هاي شما ث است، شما يك اصلاح طلب با گرايش كارگزاراني و يا ساير گروه هاي نزديك به هاشمي رفسنجاني هستيد.

اگر پس از خواندن هر پرسشي و بعد از بالا و پايين كردن هاي بسيار و با ترس و وحشت و "و ان يكاد" خواندن و فوت به چهارطرف، گزينه ت را انتخاب كرده ايد، نوع اصلاح طلبي شما مشاركتي است و طرفدار خاتمي هستيد.

اگر براي 13 پرسش فوق، 26 پاسخ ب فراهم كرده ايد و در عين حال معتقديد كه در اين خودآزمايي تقلب و حق شما خورده شده، شما از اعضا يا سمپات هاي حزب اعتماد ملي و يا خود مهدي كروبي هستيد.

اگر با خواندن هر سوال بلافاصله گزينه الف را انتخاب كرده و حتي نگاهي هم به بقيه جواب ها نينداخته ايد، شما از اعضاي سازمان مجاهدين و طرفداران موسوي خوئيني ها به حساب مي آييد.

اگر شركت در اين نظرسنجي را تحريم كرده و به هيچ كدام از پرسش ها نگاه نكرده ايد، جزو نيروهاي ملي مذهبي و از هواداران مرحوم بازرگان هستيد.

اگر پاسخ هاي شما به طرز كاملا نامربوطي، مخلوطي از هر چهارجواب ا و ب و ت و ث (هر كدام 13 تا) است، شما يك اصلاح طلب تكثرگراي زياده خواه هستيد كه هيچ بعيد نيست چند وقت ديگر در تلويزيون صداي آمريكا ديده شويد.

اگر پاسخ هاي شما جزو گزينه هاي ج، ح، ع، غ، ص، ظ ... است خيلي گيج هستيد و هنوز در دوره گذار به سر مي بريد.

منبع:اكثريت سايتاي ايروني كشورخارج

 

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |


چند سوال ساده ولي ...

 

 

چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليكه بچه ها هر دو ساعت يك بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي كنن؟   

 

چرا وقتي باطري كنترل تلويزيون تموم مي شه دكمه هاي اونو محكمتر فشار ميديم؟  

 

چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي كنن؟   

 

چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟  

 

 

چرا خلبان هاي كاميكازي از كلاه ايمني استفاده مي كردن؟ 

(توضيح: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)  

 

آيا ميشه زير آب گريه كرد؟   

 

چطور ممكنه كه انسان اول به فضا سفر كرد و بعدا به فكرش رسيد كه زير چمدون چرخ بذاره؟  

 

چرا مردم وقتي مي خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره مي كنن ولي وقتي مي خوان بپرسن دستشويي كجاست به پشتشون اشاره نمي كنن؟!  

 

 

اگر روغن ذرت از ذرت تهيه ميشه و روغن سبزيجات از سبزيجات، پس روغن بچه از چي تهيه مي شه؟! 

 

 

تا حالا توجه كرديد كه اگر در صورت سگ ها فوت كنيد ديوونه مي شن ولي اگر با ماشين بيرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بيارن بيرون؟!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


رنگ درماني چيست؟

 

استفاده از رنگ (معمولاً به شكل نور رنگي) براي توليد آثار شفابخش را رنگ درماني مي‌نامند.

 

رنگ درماني يك روش جديد نيست و پيشينه كهن دارد. اين روش درماني را هزاران سال پيش در معبد «نور و رنگ شفابخش» در منطقه هليوپوليس مصر باستان و در يونان پيش از ميلاد مسيح و در فرهنگ‌هاي باستاني چين و هند استفاده مي‌كرده‌اند.

 

نفوذ رنگ‌‌ها و اثرگذاري آن‌ها را در بدن انسان به طرق گوناگون ثابت كرده‌اند. پژوهش‌هاي متعدد درباره علل ترجيح رنگي بر رنگي ديگر، آثار رنگ‌ها بر ذهن آدمي، بر رفتار آدمي، بر حس تعادل فكري و جسمي، در توليد شادماني يا افسردگي، در توليد آرامش يا بي قراري و چندي موارد ديگر سال‌ها در جريان بوده‌اند و آثار رنگ‌ها را در زندگي انسان نشان داده‌اند.

پژوهش‌هاي جديدتر سال‌هاي اخير نيز گزارش داده‌اند كه استفاده دقيق از رنگ‌هايي خاص مي‌تواند آثار مفيد در سلامتي و تعادل فكر، در آرامش جسمي و رواني، در بازيابي سريع‌تر تندرستي در دوران نقاهت و در تحريك يا تشويق مثبت كودكان كم هوش داشته باشد.

رنگ‌هاي خاص بي‌ترديد آثار اقتصادي (فروش توليدات، خدمات)، آثار اجتماعي (كسب اعتماد و احساس رضايت، يا تحريك و تشويق توده‌هاي مردم و بسياري موارد ديگر)، آثار جنسي (تحريك يا جذب جنس مخالف)، آثار رواني (خوشحالي يا افسردگي)، آثار تعليمي و تربيتي (به ويژه براي كودكان) و چندي ديگر دارند.

 

رنگ زرد را در آيين بودائيسم، رنگ كاه گلي را در آيين تصوف، رنگ سرخ را در آيين كمونيسم، و رنگ سياه را در مراسم سوگواري همه ملل بر رنگ‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهند.

 

محبوب‌ترين رنگ‌ها بين عامه مردم غرب رنگ آبي است. پس از آن رنگ سرخ است. نفرت انگيزترين رنگ، بنا به تحقيق روانشناسي به نام گرنجر از دانشگاه دورهام، رنگ زرد است. چندي پيش در انستيتوي هنرهاي معاصر لندن، درون سه تالار را سه رنگ متفاوت زدند و در هر سه آن‌ها تعدادي اسباب‌هاي بازي فكري قرار دادند. حاصل اين كه پس از چند روز افرادي كه در تالار زرد رنگ گرد مي‌آمدند، همه اسباب‌هاي بازي‌هاي فكري آن تالار را يا شكستند يا دزديدند، ولي چنان پديده‌ها در دو تالار ديگر اتفاق نيفتاد. هيچ توضيحي براي چنان رفتار ناپسند به غير از رنگ تالار يافت نشد. اين دستاورد پژوهشي زمينه فرضيه پردازي‌هاي روانشناختي و جامعه شناختي شده و از جمله آن‌ها يكي اين است كه تعداد و چگونگي تبهكاري در هر خيابان شهر، بستگي به رنگ نور چراغ‌هاي آن خيابان دارد. پاسخ قطعي به اين گونه مسائل نظري را پژوهش هاي بيشتر عرضه خواهند كرد.

 

مسئله‌اي جدا از رنگ‌ها ولي مربوط به آن‌ها اين است كه تنها رنگ‌ها نيستند كه بر ما نفوذ دارند و آثار گوناگوني بر ما مي‌گذارند، بلكه شكل شيء نيز بي‌ترديد آثاري بر انسان دارد. اشكال اشياء مختلف، دلالت بر توليد آثاري با ريشه‌هاي عميق رواني بر انسان دارند، و آن‌گاه كه اشكال اشياء را با رنگ‌ها پيوسته مي‌كنيم يا به طريقي ربط مي‌دهيم، كل موضوع پيچيدگي و شگفتي بيش‌تر مي‌يابد. تئوگيمبل كه يكي از مشهورترين رنگ درمانگران انگلستان است در تحقيقي كه روي 1100 آدم بالغ در انگلستان انجام داده گزارش مي‌دهد كه نه تنها بيش‌تر مردم رنگ آبي را به رنگ‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهند بلكه رنگ‌ها و شكل‌هاي اشياء را به طرقي شگفت‌انگيز به يكديگر ربط مي‌دهند.

 

واكنش ما به رنگ، به احتمال زياد واكنشي عاطفي است، در حالي كه واكنش ما به شكل، واكنشي فكري است. روانشناسي مشهور به نام ديويد كتس در تحقيقي كلاسيك، از گروهي كودك خواست كه دوايري سبز رنگ را با مجموعه‌اي از دواير سرخ رنگ و مثلث‌هاي سبز رنگ كنار هم بچينند. كودكان بي‌درنگ هر شكل را كنار شكل همرنگ آن گذاشتند يا به عبارت ديگر اشياء را با رنگ آن‌ها طبقه‌بندي كردند. او همين آزمايش را با گروهي بزرگسال انجام داد و ديد كه هر يك از افراد گروه، پيش از طبقه‌بندي مي‌پرسد كه اشياء ‌در دسترس را بايد براساس شكل يا رنگ آن‌ها طبقه‌بندي كند.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


21 راه فروپاشي روابط همسران

 

 

۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد .

۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.

۳-بي‌رحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.

۴-ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزه‌هاي شريك زندگي بهتر از خود وي.

۵-تصور آنكه شريك شما مي‌بايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

۶-ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود.

۷-تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند.

۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن.

۹- شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند.

۱۰- بهره‌گيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر.

۱۱- در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن.

۱۲- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.

۱۳- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.

۱۴-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بي‌اعتنايي وي بي‌شك خواهد مرد.

۱۵-در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل.

۱۶-قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.

۱۷- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نمي‌داند شما چه زمان جدي هستيد.

۱۸-عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود.

۱۹- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.

۲۰-وانمود مي‌كنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شده‌ايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميده‌ايد.

۲۱-به گونه‌اي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديده‌ايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند .

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


امروز رفتيم قبرستان !شخصاً از قبرستان‌ بدم نمي‌آيد، با کمال ميل در آنجا گردش مي‌کنم، و از نوشته هاي روي سنگ هاي افقي و عمودي  گرته برداري مي كنم گاهي به دردم خورده است، گاهي از آنها چيزي ياد گرفته ام و گاهي انقدر مضحك بوده است كه بي اختيار بلند خنديده ام !

وقتي خيلي كوچك بودم يك روز به خاطر همين پرسه زدن در دنياي مردگان در قبرستان گم شدم راستش را بخواهيد هنوز مزه گم شدن  لابلاي مردگان تا خنكاي غروب زير زبانم است! 

 خيال مي‌کنم به گردش در قبرستان‌ها ميل بيش‌تري دارم تا در جاهاي ديگر.

بوي نعش‌ها که از زير علف و خاک و برگ مشام را نوازش مي دهد خيلي هم نامطبوع نيست.

شايد يک‌خرده زيادي شيرين و يک خرده سمج باشد اما راستي که چه‌قدر از بوي زندگان، بوي زير بغل، بوي پا، بوي ماتحت، بوي نطفه  پلاسيده و بوي تخمک بارور نشده بهتر است !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |


عشق دروغي بيش نيست

می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو....
گفت: عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالی خوش...
گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت: خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


زندگي سالم

بسیاری از جوان ها رسیدن به سن خاص و یا دارا بودن شرایط متعارف مادی را، برای ازدواج كافی می دانند، در حالی كه در كنار رشد جسمی، رسیدن به رشد اجتماعی، اخلاقی و عاطفی از شروط لازم برای ازدواج است كه به آن اشاره می كنیم:
1) رشد اجتماعی
رشد اجتماعی، سازگاری خوب اجتماعی با همه آدم ها و از جمله با همسری است كه قرار است عمری با او زندگی كنیم. افرادی كه در زندگی مشتركشان رعایت حقوق همسر را می كنند، احترام می گذارند و حق تصمیم گیری برای همسر قائل می شوند از رشد اجتماعی برخوردارند. یكی دیگر از مشخصه های رشد اجتماعی، داشتن استقلال فكری است. افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح كمك می كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب می اندیشند و ارزیابی می كنند و پیامدها و نتایج كارهای خود را بر عهده می گیرند. در بسیاری از ازدواج ها عدم استقلال یكی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیاری می شود. افرادی كه استقلال ندارند، وابسته اند و توجهشان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان، اهل فكر كردن و اندیشیدن نیستند و چون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسی هستند تا به جای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آنها سلب كند. گاهی حتی برای امور ساده ای مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل می شوند. افرادی كه روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترك ناموفقی خواهند داشت.
استقلال فكری از دو راه به دست می آید: یكی از طریق مطالعه (درسی، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگی رفتارهای اجتماعی و دیگری از طریق تجربه؛ به این معنا كه تجربه ای كه از كارهای گذشته داریم درمورد كارهای آتی در نظر بگیریم. در اینجا ذكر این نكته لازم است كه مستقل بودن به معنای مشورت نكردن نیست، استقلال فكری وقتی تحقق پیدا می كند كه هدفی را كه شخص دنبال می كند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلكه برای رسیدن به آن اهداف از مشورت كردن با دیگران استفاده كند.
یكی دیگر از فاكتورهای رشد اجتماعی اعتماد به نفس است. یعنی باور داشتن توانایی ها و شناخت محدودیت ها واین كه فرد بداند می تواند از عهده مسئولیت های خود برآید. می توان اعتماد به نفس را نوعی واقع بینی نیز دانست؛ زیرا افرادی كه دارای اعتماد به نفس هستند. تصویر درستی ازخود دارند و افرادی كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند. كاری را شروع كرد ه ولی به آخر نمی رسانند و بیشتر منفی بافند. "من نمی توانم" "غیر ممكن است" "نمی توانم تصمیم بگیرم" جملاتی هستند كه این افراد زیاد به كار می برند و تحت تأثیر دیگران قرار گرفته تصمیم گیری شان سست می شود. نقطه مقابل این افراد ، افراد مغرورند كه توانایی های خود را بیش از اندازه می پندارند و در ارزیابی خود دچار اشتباهند. برای تقویت اعتماد به نفس باید شناخت واقع بینانه ای از توانایی ها و نقاط مثبت خود داشته باشیم و آنها را تقویت كنیم. به كار بردن عبارات مثبت نیز در تقویت اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. باید هدف هایی را كه انتخاب می كنیم در حد توانایی هایمان باشد تا هر بار كه كاری را با موفقیت به اتمام می رسانیم یك لایه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.
2) رشد اخلاقی
رشد اخلاقی یعنی كنترل داشتن روی رفتار، عادات و خلق و خوی خود؛ به طوری كه هم حقوق خود و هم رفاه و حقوق دیگران رعایت شود. كسی كه رشد اخلاقی دارد خصوصیات زیر را داراست: همیشه پیامدهای اجتماعی و رفتار و اخلاقش را در نظر می گیرد، حتی در حین عصبانیت آنقدر كنترل دارد كه حرفی نزند تا بعد احساس گناه كند و یا باعث قطع روابط شود و به طور كلی پیامد بدی داشته باشد. یكی از فوائد داشتن رشد اخلاقی این است كه انسان احساس آرامش می كند چرا كه وقتی كسی كنترل رفتار و گفتارش را داشته باشد بیشتر از همه خودش احساس آرامش می كند. رشد اخلاقی باعث نزدیكی دلهاست و در یك تعریف جامع می توان گفت كه: واقعیت آن چیزی است كه هست و اخلاق آن چیزی است كه باید باشد.
3) رشد عاطفی
رشد عاطفی به معنای داشتن كنترل روی عواطف مثبت و منفی است. یكی از نشانه های رشد عاطفی داشتن اعتدال است؛ همانطور كه پرخاشگری محض غلط است، مطیع بودن محض نیز غلط می باشد. مطلب دیگری كه در رشد عاطفی هر فرد باید مورد توجه قرار بگیرد حس وظیفه شناسی است. به شخصی وظیفه شناس گفته می شود كه وظایف نقشی را كه ایفا می كند به خوبی بشناسد و انجام دهد. به طور كلی وظیفه شناسی در نقشها بیان می شود؛ افراد وظیفه شناس احساس مطبوعی از زندگی دارند و از آن راضی هستند . افرادی كه از رشد عاطفی برخوردارند در زندگی احساس آرامش می كنند و به دیگران هم آرامش می دهند. ذكر یك نكته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن نقشی است كه والدین در تربیت فرزندان خود دارند، چرا كه دختر یا پسر باید از جنسیت خویش راضی، باشد در غیر این صورت رشد عاطفی با اختلال روبرو می شود. والدین باید بدانند كه دختر و پسر فرقی ندارند. تفاوت در نقشی است كه آنها در آینده ایفا می كنند. باید آنها را با صداقت، قاطع و دلسوز و مهربان تربیت كرد.
تا اینجا به ذكر مسائلی پرداختیم كه قبل از ازدواج باید مورد توجه قرار بگیرد اما بسیاری از نكات هست كه بعد از ازدواج باید مد نظر داشت و برای رسیدن به حد مطلوب آن تلاش كرد.
قطعاً از هر دختر یا پسر جوانی كه سؤال شود معیار خوشبختی بعد از ازدواج را چه می داند؛ یكی از معیارهایش را به داشتن تفاهم اختصاص می دهد. بسیاری تفاهم را شبیه هم بودن و اختلاف نظر نداشتن می پندارند در حالی كه زن و شوهر باید مكمل هم باشند، نه این كه مثل هم شوند. برای دستیابی به تفاهم باید بتوانیم شرایط یكدیگر را درك كنیم و خود را در جای دیگری ببینیم و هم احساس شویم. چیزی كه هر زوج جوانی باید بداند این است كه هیچ رفتاری به خودی خود، سر نمی زند. زن و مرد باید بتوانند از دریچه چشم هم به مسائل بنگرند نه این كه مقابل هم قرار بگیرند.
یكی دیگر از راه های رسیدن به تفاهم، داشتن صبر و شكیبایی و گذشت است. اما گذشت و شكیبایی باید دوطرفه باشد. گذشت یك طرفه باعث بدتر شدن و تقویت رفتار نامطلوب طرف مقابل می شود. گذشت منطقی و آگاهانه گذشتی است كه طرف مقابل از آن اطلاع پیدا كند و خود نیز پشیمان و متنبه (تنیبه، آگاه) شود و در نتیجه، تغییر رفتار ایجاد شود. در غیر این صورت گذشت یك طرفه امری بیهوده است. برای ایجاد تفاهم نباید به منزلت و ارزش انسانی خود ضربه زد.
هنر گوش دادن
عامل دیگری كه در زندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است ولی كمتر به آن پرداخته می شود؛ هنر گوش دادن و چگونگی سخن گفتن است.
دقت و توجه به صحبت دیگران و مفاهیم آن، به موقع صحبت كردن و سخن مفید و نه بیهوده گفتن یكی از عواملی است كه به درك متقابل زوجین كمك بسزایی می كند. باید به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش داد. به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نیز زمان مخصوصی دارد. این امر باعث می شود كه بحث به مشاجره كشیده نشود. مطلب دیگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهی نحوه و چگونگی سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتی "چه گفتن" است.
صداقت
در انتهای این مبحث به "صداقت" در زندگی زناشویی می پردازیم. بسیاری از مردم با نظر یكی از بزرگان موافقند كه گفته است "ترجیج می دهم از شنیدن حقیقت غمگین شوم تا از شنیدن دروغ خوشحال گردم". چرا كه عدم صداقت باعث می شود تمامی صحبت های شخص زیر سؤال رود و در تمام آنها شك و تردید به وجود آید. هیچ چیز به اندازه عدم صداقت باعث بی اعتمادی در زوجین نمی شود در عین حال سبب كینه نیز می شود و فضای مسمومی را ایجاد می كند.  

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اسفند 1386

بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

پدرانه
مادرانه
شعر نو
شعر کهن
همسر
دردها
مقالات
سیاسی


پیوندها

صداي فاصله ها
بوم
گفته ها و نا گفته هاي امير آشتياني


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS