تبليغاتX
شیدرخ

شیدرخ

تف تف تف تف 

 تف به ذاتت روزگار دیگه واقعا حالم از ت به هم میخوره

چی میشه یه بارم که شده تو به وفق مراد ما باشی فقط یه بار

هر بار هم که که در خیالات واهی خودمون فکر میکردیم  داری یواش یواش با ما راه میای شاشیدی  بهمون رفته

اصلا من نفهمییدم منظور خدا از به وجود آوردن من و امثال من چی بوده تو که شانس مارو انقدر ترکمون رقم زدی واسه چی دیگران رو هم در این شانس تخیلی ما سهیم میکنی

ازبی رحمیت بیزارم

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 8 بعد از ظهر توسط ساناز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

بهمن 1387

آبان 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

پدرانه
مادرانه
شعر نو
شعر کهن
همسر
دردها
مقالات
سیاسی


پیوندها

صداي فاصله ها
بوم
گفته ها و نا گفته هاي امير آشتياني


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS