تبليغاتX
شیدرخ

شیدرخ

21 راه فروپاشي روابط همسران

 

 

۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد .

۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.

۳-بي‌رحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.

۴-ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزه‌هاي شريك زندگي بهتر از خود وي.

۵-تصور آنكه شريك شما مي‌بايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

۶-ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود.

۷-تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند.

۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن.

۹- شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند.

۱۰- بهره‌گيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر.

۱۱- در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن.

۱۲- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.

۱۳- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.

۱۴-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بي‌اعتنايي وي بي‌شك خواهد مرد.

۱۵-در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل.

۱۶-قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.

۱۷- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نمي‌داند شما چه زمان جدي هستيد.

۱۸-عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود.

۱۹- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.

۲۰-وانمود مي‌كنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شده‌ايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميده‌ايد.

۲۱-به گونه‌اي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديده‌ايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند .

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


زندگي سالم

بسیاری از جوان ها رسیدن به سن خاص و یا دارا بودن شرایط متعارف مادی را، برای ازدواج كافی می دانند، در حالی كه در كنار رشد جسمی، رسیدن به رشد اجتماعی، اخلاقی و عاطفی از شروط لازم برای ازدواج است كه به آن اشاره می كنیم:
1) رشد اجتماعی
رشد اجتماعی، سازگاری خوب اجتماعی با همه آدم ها و از جمله با همسری است كه قرار است عمری با او زندگی كنیم. افرادی كه در زندگی مشتركشان رعایت حقوق همسر را می كنند، احترام می گذارند و حق تصمیم گیری برای همسر قائل می شوند از رشد اجتماعی برخوردارند. یكی دیگر از مشخصه های رشد اجتماعی، داشتن استقلال فكری است. افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح كمك می كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب می اندیشند و ارزیابی می كنند و پیامدها و نتایج كارهای خود را بر عهده می گیرند. در بسیاری از ازدواج ها عدم استقلال یكی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیاری می شود. افرادی كه استقلال ندارند، وابسته اند و توجهشان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان، اهل فكر كردن و اندیشیدن نیستند و چون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسی هستند تا به جای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آنها سلب كند. گاهی حتی برای امور ساده ای مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل می شوند. افرادی كه روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترك ناموفقی خواهند داشت.
استقلال فكری از دو راه به دست می آید: یكی از طریق مطالعه (درسی، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگی رفتارهای اجتماعی و دیگری از طریق تجربه؛ به این معنا كه تجربه ای كه از كارهای گذشته داریم درمورد كارهای آتی در نظر بگیریم. در اینجا ذكر این نكته لازم است كه مستقل بودن به معنای مشورت نكردن نیست، استقلال فكری وقتی تحقق پیدا می كند كه هدفی را كه شخص دنبال می كند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلكه برای رسیدن به آن اهداف از مشورت كردن با دیگران استفاده كند.
یكی دیگر از فاكتورهای رشد اجتماعی اعتماد به نفس است. یعنی باور داشتن توانایی ها و شناخت محدودیت ها واین كه فرد بداند می تواند از عهده مسئولیت های خود برآید. می توان اعتماد به نفس را نوعی واقع بینی نیز دانست؛ زیرا افرادی كه دارای اعتماد به نفس هستند. تصویر درستی ازخود دارند و افرادی كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند. كاری را شروع كرد ه ولی به آخر نمی رسانند و بیشتر منفی بافند. "من نمی توانم" "غیر ممكن است" "نمی توانم تصمیم بگیرم" جملاتی هستند كه این افراد زیاد به كار می برند و تحت تأثیر دیگران قرار گرفته تصمیم گیری شان سست می شود. نقطه مقابل این افراد ، افراد مغرورند كه توانایی های خود را بیش از اندازه می پندارند و در ارزیابی خود دچار اشتباهند. برای تقویت اعتماد به نفس باید شناخت واقع بینانه ای از توانایی ها و نقاط مثبت خود داشته باشیم و آنها را تقویت كنیم. به كار بردن عبارات مثبت نیز در تقویت اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. باید هدف هایی را كه انتخاب می كنیم در حد توانایی هایمان باشد تا هر بار كه كاری را با موفقیت به اتمام می رسانیم یك لایه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.
2) رشد اخلاقی
رشد اخلاقی یعنی كنترل داشتن روی رفتار، عادات و خلق و خوی خود؛ به طوری كه هم حقوق خود و هم رفاه و حقوق دیگران رعایت شود. كسی كه رشد اخلاقی دارد خصوصیات زیر را داراست: همیشه پیامدهای اجتماعی و رفتار و اخلاقش را در نظر می گیرد، حتی در حین عصبانیت آنقدر كنترل دارد كه حرفی نزند تا بعد احساس گناه كند و یا باعث قطع روابط شود و به طور كلی پیامد بدی داشته باشد. یكی از فوائد داشتن رشد اخلاقی این است كه انسان احساس آرامش می كند چرا كه وقتی كسی كنترل رفتار و گفتارش را داشته باشد بیشتر از همه خودش احساس آرامش می كند. رشد اخلاقی باعث نزدیكی دلهاست و در یك تعریف جامع می توان گفت كه: واقعیت آن چیزی است كه هست و اخلاق آن چیزی است كه باید باشد.
3) رشد عاطفی
رشد عاطفی به معنای داشتن كنترل روی عواطف مثبت و منفی است. یكی از نشانه های رشد عاطفی داشتن اعتدال است؛ همانطور كه پرخاشگری محض غلط است، مطیع بودن محض نیز غلط می باشد. مطلب دیگری كه در رشد عاطفی هر فرد باید مورد توجه قرار بگیرد حس وظیفه شناسی است. به شخصی وظیفه شناس گفته می شود كه وظایف نقشی را كه ایفا می كند به خوبی بشناسد و انجام دهد. به طور كلی وظیفه شناسی در نقشها بیان می شود؛ افراد وظیفه شناس احساس مطبوعی از زندگی دارند و از آن راضی هستند . افرادی كه از رشد عاطفی برخوردارند در زندگی احساس آرامش می كنند و به دیگران هم آرامش می دهند. ذكر یك نكته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن نقشی است كه والدین در تربیت فرزندان خود دارند، چرا كه دختر یا پسر باید از جنسیت خویش راضی، باشد در غیر این صورت رشد عاطفی با اختلال روبرو می شود. والدین باید بدانند كه دختر و پسر فرقی ندارند. تفاوت در نقشی است كه آنها در آینده ایفا می كنند. باید آنها را با صداقت، قاطع و دلسوز و مهربان تربیت كرد.
تا اینجا به ذكر مسائلی پرداختیم كه قبل از ازدواج باید مورد توجه قرار بگیرد اما بسیاری از نكات هست كه بعد از ازدواج باید مد نظر داشت و برای رسیدن به حد مطلوب آن تلاش كرد.
قطعاً از هر دختر یا پسر جوانی كه سؤال شود معیار خوشبختی بعد از ازدواج را چه می داند؛ یكی از معیارهایش را به داشتن تفاهم اختصاص می دهد. بسیاری تفاهم را شبیه هم بودن و اختلاف نظر نداشتن می پندارند در حالی كه زن و شوهر باید مكمل هم باشند، نه این كه مثل هم شوند. برای دستیابی به تفاهم باید بتوانیم شرایط یكدیگر را درك كنیم و خود را در جای دیگری ببینیم و هم احساس شویم. چیزی كه هر زوج جوانی باید بداند این است كه هیچ رفتاری به خودی خود، سر نمی زند. زن و مرد باید بتوانند از دریچه چشم هم به مسائل بنگرند نه این كه مقابل هم قرار بگیرند.
یكی دیگر از راه های رسیدن به تفاهم، داشتن صبر و شكیبایی و گذشت است. اما گذشت و شكیبایی باید دوطرفه باشد. گذشت یك طرفه باعث بدتر شدن و تقویت رفتار نامطلوب طرف مقابل می شود. گذشت منطقی و آگاهانه گذشتی است كه طرف مقابل از آن اطلاع پیدا كند و خود نیز پشیمان و متنبه (تنیبه، آگاه) شود و در نتیجه، تغییر رفتار ایجاد شود. در غیر این صورت گذشت یك طرفه امری بیهوده است. برای ایجاد تفاهم نباید به منزلت و ارزش انسانی خود ضربه زد.
هنر گوش دادن
عامل دیگری كه در زندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است ولی كمتر به آن پرداخته می شود؛ هنر گوش دادن و چگونگی سخن گفتن است.
دقت و توجه به صحبت دیگران و مفاهیم آن، به موقع صحبت كردن و سخن مفید و نه بیهوده گفتن یكی از عواملی است كه به درك متقابل زوجین كمك بسزایی می كند. باید به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش داد. به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نیز زمان مخصوصی دارد. این امر باعث می شود كه بحث به مشاجره كشیده نشود. مطلب دیگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهی نحوه و چگونگی سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتی "چه گفتن" است.
صداقت
در انتهای این مبحث به "صداقت" در زندگی زناشویی می پردازیم. بسیاری از مردم با نظر یكی از بزرگان موافقند كه گفته است "ترجیج می دهم از شنیدن حقیقت غمگین شوم تا از شنیدن دروغ خوشحال گردم". چرا كه عدم صداقت باعث می شود تمامی صحبت های شخص زیر سؤال رود و در تمام آنها شك و تردید به وجود آید. هیچ چیز به اندازه عدم صداقت باعث بی اعتمادی در زوجین نمی شود در عین حال سبب كینه نیز می شود و فضای مسمومی را ایجاد می كند.  

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


يك انتخاب صحيح، يك عمر آرامش 

خانواده كوچكترين، مهم ترين و مقدس ترين نهاد اجتماعي و بخش بزرگي از دنياي اجتماعي كودك است و از پيوند بين يك دختر و يك پسر تشكيل مي شود و فرزندان ثمره و مكمل آن هستند و در صورتي كه اين پيوند و سرمايه گذاري درست و اصولي انجام شود، اين شراكت سوددهي خواهد داشت؛ يعني فرزندان صالح و با آينده روشن تربيت مي شوند و اگر زن و شوهر بدون علاقه و صرفاً بر اساس جنبه هاي مادي و يا رفع تكليف اقدام به ازدواج نمايند، اين شراكت زيان مي دهد و فرزندان حاصل از اين ازدواج آينده مبهم و تاريكي درانتظارشان است.
مردم به دلايل گوناگون ازدواج مي كنند: عاطفي ( كه اغلب در سنين پايين انجام مي شود) ، مذهبي ( كه براساس اشتراك عقيده و ايدئولوژي انجام مي شود) ، اقتصادي ( كه صرفاً براساس ثروت يكي از طرفين انجام مي شود) و اجتماعي ( كه شايعترين فرم بوده و براساس سنت ها و عمدتاً به صورت خواستگاري انجام مي شود).
تجربه نشان داده است كه ازدواج هاي عاطفي ( كه بر اساس علاقه ي فرد نسبت به هم است) و اجتماعي موفق تر از انواع ديگر مي باشند.
شروط اصلي ازدواج
1- بلوغ جسمي، رواني و اجتماعي : بلوغ جسمي براساس شرايط جغرافيايي، تغذيه اي و نژادي تفاوت مي كند ولي به طور متوسط براي پسران 13 – 15 سالگي و در مورد دختران 11-13 سالگي است.
بلوغ رواني 2-4 سال پس از بلوغ جسمي و بلوغ اجتماعي حدوداً 2 سال پس از بلوغ رواني صورت مي پذيرد متاسفانه هنوز در بعضي خانواده ها به محض ايجاد علائم بلوغ جسمي، اقدام و يا تشويق به ازدواج نوجوان مي نمايند و يا براي فرزندان عقب مانده ي ذهني خود عليرغم بلوغ بدني و عدم رشد و بلوغ رواني و اجتماعي، همسر تعيين مي نمايند.
2- داشتن انگيزه: بايستي دختر و پسر جوان انگيزه اي واقعي براي ايجاد پيوند زناشويي با فرد مورد نظر داشته باشند و خواست و علاقه والدين و يا آشنايي و تاييد آنها دليل درست بودن اين پيوند نمي باشد. چه بسا جواناني كه بدون انگيزه، ازدواج و مدت كمي پس از مراسم ازدواج اقدام به جدايي و طلاق مي كنند.
3- داشتن اطلاعات: فرد متقاضي ازدواج بايستي اطلاعات كامل در مورد ازدواج و نيازهاي رواني و اجتماعي طرف مقابل خود و هم چنين خصوصيات روانشناختي زن و مرد داشته باشد و ياد بگيرد كه ازدواج يك پيوند مقدس الهي است و صرفاً به عنوان روشي براي ارضاء غرايز نيست.  

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |


سي باور غلط در ازدواج

اونایی که قبولش دارم گل میذارم
1- ازدواج باعث درمان مشکلات رواني مي شود.
2- عشق مال داستانهاست و در زندگي واقعي وجود ندارد.
3- ازدواج راهي براي سعادتمند شدن است.
4- ازدواج راهي براي تضمين زندگي فرزندان است (از ديدگاه والدين دختران و پسران جوان).
5- ازدواج راهي براي پيشگيري از انحراف فرزندان است.
6- ازدواج راهي براي فرار از مشکلات است.
7- ازدواج راهي براي جلب رضايت والدين است.
8- حالا ازدواج مي کنم و بعد «او» را تغيير مي دهم.
9- بايد با کسي ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
10- زن بايد وارد يک زندگي کامل شود.
11- مهم اين است که جوان ازدواج کند، بقيه مسايل حل مي شود.
12- يک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
13- کسي که به خانواده خود خيلي اهميت مي دهد پس حتماً در زندگي مشترک نيز موفق خواهد بود.
14- ازدواج مي کنم و بعد طلاق مي دهم (مي گيرم).
15- ازدواج يعني خوشبختي و رفاه.
16- ازدواج يعني اسارت.
17- مهريه تعيين کننده موفقيت در ازدواج است.
18- شايد اگر با ديگري ازدواج مي کردم موفق تر بودم.
19- زن و شوهر بايد کاملاً شبيه هم باشند.
20- زن و شوهر بايد همه مسايل خود را به يکديگر بگويند.
21- زن و شوهر بايد کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
22- زن بايد تابع و مطيع محض مرد باشد.
23- شوهر بايد همسرش را به همه خواسته هايش برساند.
24- زن و شوهر بايد در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر بايد تابع هم باشند. زن و شوهر بايد همه فعاليت هايشان مشترک باشد.
25- مرد بايد جلوي زنش در بيايد. به زن نبايد رو داد. نبايد محبتت را نشان دهي. نبايد طرف مقابلت بفهمد که دوستش داري چون آن وقت سوءاستفاده مي کند.
26- افرادي که طلاق مي گيرند حتماً افراد مشکل داري هستند. کسي که طلاق مي گيرد حتماً آدم بدي بوده است.
27- والدين بايد زندگي ما را تأمين کنند.
28- هر نوع زندگي بهتر از طلاق است.
29- طلاق يعني بدبختي.
30- رابطه‌ي جنسي پديده اي گناه آلود يا زشت است.

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 10 قبل از ظهر توسط ساناز |


طنین شوم

ناگهان، صدای باد در گوشهایم می پیچد، و طنینی هولناک را یکباره در وجودم بیدار می سازد
نمی دانم که آیا این مشیت يار است
یا دعای خیر پدری دلسوز بدرقه راهم نبود؟
شاید هم گناهان زمینی بدین طریق می بایست پاک گردند
به هر حال، کسی نمیداند
و در این میان، و شوم ترین لحظه، امروز تنها تو در برابرمی
هنگامی که با یاد تو زنده ام، وجودم گُر می گیرد از عطر گلهای نسترنی که پیش از این عاشقی، آنها را به دریا سپرده بود
و این، عادت بودنت را دوباره و دوباره در قلبم زمزمه می‌کند،
یاد خوب گرمی نگاه بی پایان تو بود که مرا تا اینجا کشید،
تا دشتهای آبی خاطره و دریاچه خیال،
خیالهای سپیدی که از خاطرات خوش کودکان در حیاط مدرسه عاشقی، مي‌‌شود آموخت
و بر پرهای رنگارنگ شاپرکهای باغ، حک کرد
و ذهن پردرد خود را با گرمی رنگهای آن التیام بخشید
و من خسته و خسته، باز هم با یاد صدای گرم تو، بیتی می نویسم بلکه بیائی
و مرا از موهبت این خبر بد نجات بخشی
اما چه کنم که محال است، محال
نمی شود که در را باز کنم و تو را در پیش رو بینم،
گرمی آغوشت را از نزدیک احساس کنم و نگاه بی مرزت را تجربه
یعنی، این در هیچ وقت به رویت باز نخواهد شد
چون این تویی که نیستی و نخواهی بود، اما،
یادت، وجود بی وجودم را از خود بیخود میکند و
صلابت چشمانت را به من گوشزد
چشمانی که با جرقه ای کوچک، احساسات سرد و یخ زده ام را به گرمای آتش محکوم کرد
و وجودم را ذوب
منی که از آن جز قندیلهای نقره ای افکار دست نیافتنی چیزی نمامده بود
و بازهم تو بودی
که پایداری خون را در رگهای نجوشیده ام صیقل دادی
و به من اثبات کردی که هستم،
هستم تا زندگی و تا سرانجام آرزوهایم
و هنوز هم همواره به من می آموزی که هیچ خبری نمی تواند شوم باشد
جز دوری دلهایمان

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 10 قبل از ظهر توسط ساناز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

بهمن 1387

آبان 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

پدرانه
مادرانه
شعر نو
شعر کهن
همسر
دردها
مقالات
سیاسی


پیوندها

صداي فاصله ها
بوم
گفته ها و نا گفته هاي امير آشتياني


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS